تبليغاتX
نیمکت

من نه آب پرتقالت را مي خواهم نه استامينوفن بزرگسالت را...

باشد قبول آدامس خرسي هاي شما مي ارزد به صد تا ريلكس ما...

بيا و  هي پز آن پيكان نارنجي 60 ت را به من نده.من ديدم از توي آينه چطور نگاهم كردي...

حالا راست بگو تكه بارم كردي يا دلت سوخت پشت بند سرفه ي من از آن داشبورد مشتي ات يك قرص  استامينوفن تعارفم كردي كه به گمانم سالها از انقضايش مي گذشت.

ناسلامتي نسل من و تو را هر چه با سنجاق قفلي به هم وصل كردند دوام نياورد.

كرايه ات را كه دادم توي دلم گفتم عجب پيرمرد خسته اي بود...

خواندم پشت ماشينت نوشته بودي درشت:خسته خودتي!   

+ نوشته شده در 89/09/06ساعت 19:55 توسط آیدا اعتمادی balatarin donbaleh 30link cloob mohand Facebook FriendFeed Twitter !Yahoo Google

از مرگ نيمكتي كه ما سرپرستي اش را به عهده گرفتيم روزها مي گذرد.

نيمكت ما تاتي تاتي كرد،راه افتاد.خرابكاري كرد اما هنوز همان كودك تغص دوست داشتني ما بود.

خيلي وقت ها مشق هاي شبش را نمي نوشت ما برايش مي نوشتيم.

از مدرسه اخراجش ميكردند ريش گرو ميگذاشتيم.

جوربي پولي و تندزباني اش را ما مي كشيديم.

بچه هاي مدرسه مسخره اش ميكردند،كج و كوله بود البته كمي!

اما وسط همه ي اين كج و كولگي ها پسر ما تمام فكرش پي آدم هايي بود كه دانشجو خطابشان مي كردند.بارها بر سرش كوفتيم خطر دارد اين خودسري هاي قهرمانانه ات.مرد را سياست لازم است!

رفت.مثل همه ي بچه هاي ديگر كه ريششان  و صداي كلفتشان حكايت از رفتنشان دارد.ديروز يك نامه به دستمان رسيد.ما كه سواد نداريم داديم يكي از اين دخترهاي همسايه مان لب حوض برايمان خواند.حافظه مان ياري كند نوشته بود:

گر همسفر عشق شدي مرد خطر باش...

+ نوشته شده در 89/07/25ساعت 12:48 توسط آیدا اعتمادی balatarin donbaleh 30link cloob mohand Facebook FriendFeed Twitter !Yahoo Google

زندگی واقعی در شکم کوسه‌ها آغاز می‌شود.
داستانی زیبا، آشنا و تأمل برانگیز از برتولد برشت.

دختر کوچولو پرسید:
اگر کوسه‌ها آدم بودند، با ماهی‌های کوچولو مهربان‌تر می‌شدند؟

ادامه مطلب
+ نوشته شده در 89/01/20ساعت 7:42 توسط محمد محمدی balatarin donbaleh 30link cloob mohand Facebook FriendFeed Twitter !Yahoo Google

اگر روزی تهدیدت کردند، بدان در برابرت ناتوانند!

اگر روزی خیانت دیدی، بدان قیمتت بالاست!

اگر روزی ترکت کردند، بدان با تو بودن لیاقت می خواهد.

+ نوشته شده در 88/11/26ساعت 17:14 توسط محمد محمدی balatarin donbaleh 30link cloob mohand Facebook FriendFeed Twitter !Yahoo Google

فرضیه: سه ایرانی در موقعیت های مختلف قرار می گیرند. آن ها در این موقعیت ها چه خواهند کرد؟ ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در 88/11/26ساعت 6:31 توسط محمد محمدی balatarin donbaleh 30link cloob mohand Facebook FriendFeed Twitter !Yahoo Google

من هفتصد بار اشتباه نكردم. من يك بار اشتباه نكردم من زماني موفق شدم كه هفتصد راهي را كه موفقيت آميز نبود اصلاح كردم. هر گاه راهي را كه عمل نمي كرد حذف كردم راهي را پيدا كردم كه كار مي كرد.
+ نوشته شده در 88/11/18ساعت 7:40 توسط محمد محمدی balatarin donbaleh 30link cloob mohand Facebook FriendFeed Twitter !Yahoo Google

محمود احمدی‌نژاد:
الهم عجل لولیک الفرج... مستشهدین بین یدیه.
شما با احمدی‌نژاد تماس گرفته‌اید. ایشان در حال حاضر مشغول مدیریت جهان هستند و برای کارهایی مثل پاسخگویی وقت ندارند. لازم به ذکر است ایشان به دلیل ساده‌زیستی و مردمی بودن شدید از تلفن منشی‌دار استفاده نمی‌کنند. سوال شما توسط یک گروه 300 نفره بررسی شده و روی یخچال منزل ایشان چسبانده می‌شود، تا به روش مخصوص ایشان با سوال متقابل جواب داده شود. اگر هنوز مایل به طرح سوال خود هستید، پس از شنیدن صدای شیپور آماده‌باش پیام بگذارید.


ضرغامی:

با پیامگیر رییس صدا و سیما تماس گرفته‌اید. شما می‌توانید سکوت کنید، اما هرچه بگویید ضبط و علیه شما از رسانه ملی پخش خواهد شد.

.........


ادامه مطلب
+ نوشته شده در 88/11/17ساعت 6:3 توسط محمد محمدی balatarin donbaleh 30link cloob mohand Facebook FriendFeed Twitter !Yahoo Google

دوشنبه اول مهر:

امروز روز اولي است كه من دانشجو شده ام. شماره ي كلاس را از روي برد پيدا كردم. توي كلاس هيچ كس نبود، فقط يك پسر نشسته بود. وقتي پرسيدم «كلاس ادبيات اينجاست؟» خنديد و گفت:بله، اما تشكيل نمي شه(!)و دوباره در مقابل تعجبم گفت كه يكي دو هفته ي اول كه كلاس ها تشكيل نمي شود و خنديد.

.

.

.

ترم آخر: امروز هیچ کس از من خواستگاری نکرد. من می دانم می ترشم و آخر سر هم مجبور می شم زن اکبر آقا مکانیک بشم....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در 88/11/17ساعت 5:44 توسط محمد محمدی balatarin donbaleh 30link cloob mohand Facebook FriendFeed Twitter !Yahoo Google

آنكه مي تواند، انجام مي دهد، آنكه نمي تواند انتقاد مي كند.

شر با شر خاموش نمي شود چنان که آتش با آتش، بلکه شر را خير فرو مي نشاند و آتش را آب.

دو چیز انتها ندارد، یکی کهکشان ها و دیگری حماقت انسانها ولی در مورد اولی مطمئن نیستم.

نيکبخت آن است که ازحال ديگران پند گيرد و بدبخت آن که از حال او پند گيرند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در 88/11/16ساعت 7:16 توسط محمد محمدی balatarin donbaleh 30link cloob mohand Facebook FriendFeed Twitter !Yahoo Google

بنا به سنت الهي مستضعفين و مظلومين وارث زمين خواهند بود و طبق فرموده ­ي آخرين فرستاده خداوند، حکومت به کفر باقي مي­ماند اما با ظلم نه.

شايد اغراق نباشد اگر آزادي را تنها مفهومي بدانيم که در طول تاريخ هزاران جنگ کوچک و بزرگ بر سرش رخ داده و ميليون­ ها انسان براي رسيدن به آن از آسايش و مال و جان خود گذشته­ اند. عرصه­ ي تاريخ مملو است از صحنه­ ي مبارزات آزادي­ خواهان، زنان و مرداني که حاکمي زورگو يا دولتي سرکوب­گر قصد ايجاد موانع و محدوديت هايي در مصاديق گوناگون آزادي­ هايشان داشته است. با اينکه مفهوم آزادي به دليل اهميتش از همان ابتدا مورد توجه ابنا بشر قرار داشته و اشعار، قوانين و اعلاميه­ هاي زيادي تا امروز به دست ايشان نگاشته شده، اما هنوز راه درازي تا رسيدن به روزي که حاکماني برآمده از رأي مستقيم مردم، آزادي­ هاي فردي و اجتماعي انسان­ ها را به رسميت بشناسد و اقدامي در جهت تحديد آن­ ها انجام ندهند، باقي مانده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در 88/11/05ساعت 20:41 توسط محمد محمدی balatarin donbaleh 30link cloob mohand Facebook FriendFeed Twitter !Yahoo Google

  • آن که دیگران را می‎شناسد ، خردمند است.
  • آن که خود را می‎شناسد ، روشندیده است.
  • آن که بر دیگران پیروز می‎شود ، نیرومند است.
  • آن که بر خود پیروز می‎شود ، شکست ناپذیر است.
  • آن که شادی را می‎شناسد ، ثروتمند است.
  • آن که بر راه خویش پا برجا می‎ماند ، با اراده است.
  • فروتن باش ، و اما غرور خویش را حفظ کن.
  • خم شو ، اما سرافراز بمان.
  • خود را خالی کن ، و اما سرشار بمان.
  • خود را بفرسای ، اما تازه بمان.
  • خردمند خود را به نمایش نمی‎گذارد و از این رو می‎درخشد.
  • خودنمایی نمی‎کند و بنابراین او را می‎بینند.
  • خود را ستایش نمی‎کند ، بنابراین سزاوار است.
  • و از آنجا که رقابت نمی‎کند هیچ کس در جهان را یارای رقابت با او نیست.
+ نوشته شده در 88/08/18ساعت 10:49 توسط زهره قدیمی balatarin donbaleh 30link cloob mohand Facebook FriendFeed Twitter !Yahoo Google

 زان لحظه که دیده بر رخت واکردم

                                           دل دادم و شعر عشق انشا کردم

 نی‎نی غلطم کجا سرودم شعری

                                        تو شعر سرودی و من امضا کردم

 خوب یا بد تو مرا ساخته‎ای

                                        تو مرا صیقلی کرده و پرداخته‎ای

                                                                                  م . آزاد

+ نوشته شده در 88/08/08ساعت 8:8 توسط زهره قدیمی balatarin donbaleh 30link cloob mohand Facebook FriendFeed Twitter !Yahoo Google